روزی روزگاری، سالها پیش، میخواستم Aquarion را تماشا کنم، اما آن را متوقف کردم و روی انیمههای دیگر تمرکز کردم. من Aquarion Evol را درست بعد از اولین Aquarion تماشا کردم و گیج شده بودم، من داستان را حداقل، نه به طور کامل، متوجه نشدم، زیرا در بیشتر مواقع این یک هزارتو است. بعد از تماشای تمام قسمتها، میتوانم بگویم که عشق و «نقشههای انحرافی» بیش از حد وجود دارد و تمرکز کافی روی داستان نیست، که در مخلوط کن ریخته میشود و با پوچ مخلوط میشود و در پایان کم و بیش توضیح داده میشود، بنابراین شبیه است. کسی بازی Dark Souls را بازی کند، آن را تمام کند و بعد از آن وارد وب سایت ها شود و متوجه شود که واقعاً در این دنیا چه می گذرد.
من آن انیمه را به کسی که پس از عشق زیاد روی صفحه نمایش «پوک میکند» و به افرادی که مشکل دارند (مثل من، hue hue) توصیه نمیکنم تا همه موضوعات داستانها را به هم وصل کنند، جایی که پیچشهای داستانی زیادی وجود دارد.
تنها دو چیز، که میتوان آن را به عنوان یک مزیت به حساب آورد، کیفیت انیمیشن بهتر در مقایسه با Aquarion اول و موسیقی متن اصلی فصل اول است که چند بار ظاهر شد.
First Aquarion در مقایسه با Aquarion Evol شاهکاری است که باید اسکار دریافت کند. داستان در Evol بسیار پیچیده است و تمام لذت تماشای آن را از بین برد. چیزی شبیه به متقاطع بازی های Dark Souls و Sword Art Online شد. عشق بیش از حد، داستان های پنهان بیش از حد برای فاش شدن، و چرخه بی پایان.
و حالا، اسپویلرهایی وجود خواهد داشت، البته، راهی برای گفتن در مورد آن به طریق دیگری وجود ندارد.
بنابراین یک سیاره وجود دارد که در آن مردم با اصل و نسب خود مشکل دارند (بخش زن جامعه به دلیل دلایلی مرده است؟) بنابراین برای حل این مشکل، آنها قصد داشتند تعدادی از زنان را از سیاره دیگر ربودند تا برای بیماری خود درمان پیدا کنند. .
آنها زنی را ربودند که یک بازیگر نقش اجدادی از 12000 سال پیش (سیلویا) بود که کم و بیش داستان اولین انیمه Aquarion را نشان می داد. متأسفانه، آلیشیا، بازیگر، به کما میرود، به سرعت سیاره را ترک میکند، بنابراین استفاده از او به عنوان یک درمان غیرممکن است، و آنها باید خانم دیگری را پیدا کنند، که به اندازه کافی برای "آزمایشها" خوب باشد، اما همه آنها، اگر زنده بمانند، خواهند توانست تبدیل به مرد "نفرین جادویی".
و یک مشکل اول وجود دارد. "بیگانگان" چه کسانی هستند و چرا یک فرشته سایه با آنها وجود دارد؟ مایکاج تقریباً شبیه توما به نظر می رسد، اما مطمئناً او نیست (مطمئن هستم؟) زیرا او زندگی خود را با آرامش به پایان رساند و در ابتدا با آپولون (از لحاظ نظری تناسخ آپولونیوس) در آکواریون ارتباط برقرار کرد.
البته سیاره Altair مخلوق دیبالانس در جهان است که پس از پایان آخرین چرخه ایجاد شده است. بنابراین این یک مشکل مصنوعی است که توسط نیروهای ناشناخته ایجاد شده است تا مشکلات بیشتری را برای افراد دیگر ایجاد کند.
طبق همه چیزهایی که خواندم، مایکاج، 24000 سال پیش، یک "دوست پسر" سایه فرشته داشت، اما عاشق دختر انسانی شد، این او را عصبانی کرد، و او قول داد که دنیا نابود خواهد شد و اینها.
یعنی این داستان همزمان با داستان آپولونیوس و توما پیش می رفت، اما آتلانتیس نابود شد و به قلمروی دیگر فرستاده شد.
اما نه. بعد از چند قسمت مشخص شد که کاگورا و آماتا تناسخ آپولونیوس نیستند، بلکه فرشته سگمانند پولو هستند و میکونو تناسخ/نوادگان سیلویا و سلیانا با فاصله 24000 سال از هم هستند، پس این یعنی سایه "گی" فرشته از نظر تئوری آپولونیوس بود و پولو سگی بود که عاشق سلیانا شد که نامزد آپولونیوس بود. مثلث خوب
من از دست داده بود. یعنی آپولونیوس دوستی در توما داشت، فرشته سایه دیگر، و یک دوست پسر همجنسگرای مایکاج داشت، آنها میخواهند بشریت را نابود کنند، اما آپولونیوس عاشق شد، دوستش سگمانندی عاشق همان شخص شد. آپولونیوس و به همین دلیل توما می خواست بعد از 12000 سال بعد از بیداری بشریت را نابود کند و بعد از 12000 سال دیگر مایکاژ از خواب بیدار شد و گفت: "خب، من به تعدادی برده نیاز دارم تا از آنها برای نابودی مردم استفاده کنم. شاید این باشد. سیاره ای با مشکلات برای آن عالی خواهد بود؟"
بنابراین من هیچ ارتباطی بین "سیاره بیگانه" و مایکاژ نمی بینم، بین مایکاژ و آپولونیوس ارتباطی نمی بینم، یا حداقل آن را ندیده ام، شاید من کور هستم.
اما تعجب! مایکاج و توما یک نفر هستند. اتفاقاً وقتی توما با آپولو در آکواریون نشسته بود، متوجه شد، آپولو تناسخ آپولونیوس نیست، عصبانی شد، نامش را تغییر داد و پس از 12000 سال، دوباره تصمیم گرفت دنیا را نابود کند.
و در راس آن، "آقای ژنرال" فودو وجود دارد که از هیچ جا ظاهر شد، با تعداد زیادی دونات، و همه چیز را از ابتدا شروع کرد، اما به اشتباه، پنهان از همه، که واقعا اوست.
4/10 پس، نه بیشتر، نه کمتر، زیرا کلا به هم ریخته است، و من در ورطه بی پایان اینترنت ناپدید می شوم.