وقتی به مجموعه "آریا" به عنوان یک کل فکر می کنم (انیمیشن، طبیعی و منشاء)، چیزهای خاصی وجود دارد که انتظار دارم: 1. انیمیشن فوق العاده با صحنه هایی که نفس شما را بند می آورد. 2. شخصیت های به یاد ماندنی و قابل نقل که نمی توانید آنها را ریشه یابی نکنید و به راحتی می توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. 3. داستانی که هم بیننده را سرگرم می کند و هم راضی می کند بدون اینکه مزه ی «چه هک» در دهان من باقی بماند. «آریتا» همه این انتظارات را برآورده می کند و سپس برخی. 1. انیمیشن در کل برای من آشنا و تکان دهنده بود. بیننده همچنان با تصاویری برجسته که در کل مجموعه ثابت مانده است، با بافت های غنی و توجه به جزئیات، رفتار می کند، اما آریتا آن را به 11 رساند و جزئیات بسیار بیشتری از حتی "Origination" را نشان می دهد. اگر به دو صحنه خاص که نفسم را بند آورد، اشاره نکنم، غافل می شوم. اولین سکانس آغازین آهنگ "Nanairo no Sora o" بود. رنگ های غنی، استفاده از نور و سایه و نمای ساختمان های منتهی به شرکت آریا چیزی بود که به جرات می توانم بگویم هرگز در هیچ انیمه ای از این سبک ندیده بودم. صحنه دوم در طول جلسه تمرین بین آکاری، آلیس و آیکا است (صحنه ای که بعداً وقتی در مورد شخصیت ها صحبت می کنم صحبت خواهم کرد). در حالی که سه فصل قبل زیبایی روستایی این شهر را به نمایش گذاشتند، OVA بار دیگر از خود پیشی گرفت و نئو-ونزیا را بیش از پیش درخشان کرد. تک تک جزئیات از شکاف های ساختمان گرفته تا انعکاس های بسیار زیبا در آب کانال، این صحنه خاص را به یکی از صحنه های مورد علاقه من تبدیل کرده است. توجه به جزئیات با توجه به سایه ها و سایه ها نیز شایسته اشاره ویژه است. طراحی شخصیتها با تغییرات ظریف در آکاری و آلیشیا کاملاً ثابت و مطابق با فصلهای قبلی باقی ماندند.
2. در حالی که درست است که داستان "آریتا" بیشتر حول رابطه بین آکاری و آلیسیا می چرخد، "آریتا" کار فوق العاده ای در ادغام شخصیت های دیگر که ما می شناسیم و دوستشان داریم انجام می دهد. همه شخصیتها، حتی آنهایی که زمان زیادی از نمایشگر ندارند، به همان اندازه که در طول سریال میدرخشیدند، میدرخشند و درست از همان جایی که کار را متوقف کردند، میدرخشند. باید اعتراف کنم، پس از تماشای پایانبندی «آریا: سرچشمه»، واقعاً دلچسب بود که شاهد تمرین سه گاندولی ما در حال تمرین دوباره در آن تله کابین سیاه در آبهای نئو-ونزیا باشیم. آیکا از هرگونه اظهار نظر ناخوشایند منع می کند، آلیس تفسیر جالب خود را در مورد موضوع مورد بحث ارائه می دهد، و رئیس جمهور آریا...خوب... کاری را که بهترین انجام می دهد انجام می دهد. دراز کشیدن به دیگران اجازه می دهد او را در آغوش بگیرند. این به علاوه انیمیشن قبلی ذکر شده است که این را به یکی از صحنههای مورد علاقه من در این قسمت تبدیل میکند و صحنه Campanile در انتهای آن یک ثانیه بسیار نزدیک است. علاوه بر این، سکانس فلاش بک، جایی که آلیشیا، آکیرا و آتنا را به عنوان پریمای جوان جدید می بینیم، صحنه بسیار غافلگیرکننده و خوبی بود. به طور کلی، انگار دو قسمت آخر "Origination" هرگز اتفاق نیفتادند، و این فقط یک قسمت دلگرم کننده دیگر است.
3. اگر «آریا» در یک چیز خوب است، آن بافتن یک داستان خوب است که بیننده را راضی میکند. "آریتا" نیز از این قاعده مستثنی نیست. داستان اساساً مربوط به خود شک و تردید است، دانستن اینکه چه زمانی باید صبر کرد، چه زمانی باید رها شد و قدرت ادامه دادن را پیدا کرد. پایان "Origination" را کاملاً تحسین می کند. من به خصوص دوست دارم که چگونه هر شخصیت در داستان ادغام می شود، بدون اینکه از شخصیت های اصلی جدا شود. درست مانند سیاره آکوا، همه به نوعی، شکل یا شکلی به هم متصل هستند.
در خاتمه، «Aria The OVA: Arietta» همراهی عالی برای مجموعه «آریا» است که ترکیبی از بصری های عالی، همان شخصیت های جالب و جذاب و داستانی است که احساس رضایت را در شما ایجاد می کند.